تاتی و...
هستی من سلااام،ببخشید دیر به دیر خاطراتتو دارم ثبت میکنم نمیدونم چرا نمیشه
کولوچه جان شب ولنتاین بود با خاله الهام و گل پسراش رفتیم کفش بخریم تو هر مغازه ای که میرفتیم جرات نداشتیم بگیم کفش بیاره چون دیگه رضایت نمیدادی کفشارو برگردونی برای همین اولین مغازه ای که پوشیدی دیگه نتونستیم از پات دربیاریم و همونو خریدیم و کل راه یا گریه میکردی یا نق میزدی که تاتی کنی
کلی ذوق کفشات داشتی و همین کفشا باعث شد خانوم خانوما تاتی یاد بگیره و ما هم همون شب هدیمونو از هانا گلی گرفتیم
و اما تاتی کردن همانا و دور خونه چرخیدن و زمین خوردنت همانا،با هر بار زمین خوردنت کلی میخندیدی و دست ما هم میذاشتی جلوی دهنمون که ماهم بخندیم و با صدای بلند میگفتی علی و دوباره پا میشدی
از شیرین کاریهات برات بگم به محض اینکه میبینی من یا بابات خوابیم یا چشمامون بسته است میایی تند تند بوس میکنی
میری بابایی بوس میکنی و به من میگی بزن تو سینت و قربون صدقه برو
به هیچ وجه نمیذاری دست کسی به من بخوره ،اگر صدای کسی بلند باشه فکر میکنی دعواست و واویلااااا
فوق العاده مهربونی و از آدمیزاد گرفته تا لیوان و بشقاب و پرده و... خوشت بیاد تند تند بوس میکنی
خلاصه بگم دختر جوووون من یکی عاشقتم هاااا عاشق
لغت نامه هانا گلی
اووو...............................آب،چایی و هر چیزی که تو لیوان هست
نونو...............................قبلا فقط نون بود الان هر خوراکی که میبینی و اسمشو بلد نیستی
الی ..............................خاله الهام
آله................................خاله
ابد................................مهبد البته خیلی کم میگی
حیی..............................حمید
عادی و عادده..................غاطی و عاطفه
الوووو.............................الو
بله و گاهی بلو...............................بله
باباجو.............................بابابزرگ
آداجو...............................آقاجون
جوو...............................جوراب،کفش،دمپایی
مامایی...........................مامانی
پ ن :کلماتی که ل دارن با تشدید فراوان گفته میشه


تاتی و...
مامان عاطفه 