ماه نامه هانا گلی
دردونه من ،هانای عزیزم چون خیلی از به روز کردن وبلاگت عقبم مجبورم خیلی خلاصه برات بنویسم و بیشتر سعی میکنم برات عکس بذارم که یادگاری بمونه.
دخترکم یواش یواش بزرگ میشد و ما هرروز شاهد رشدش بودیم هرروز قابلیتاش بیشتر میشد و من و بابایی غرق در شادی میشدیم وقتی میحندیدی کیف میکردیم اصلا اهل گریه نبودی مگر دیگه دل درد خیلی اذیتت میکرد اما خیلی وحشتناک معذرت میخوام استفراغ میکردی.ماشاالله فکر میکنم زود غلت زدن رو یاد گرفتی اگر اشتباه نکنم پنج ماهه بودی تاریخ دقیق کارهایی که انجام دادی دارم در اولین فرصت برات مینوسم.
دو ماه و هفده روزت بود که یه پرنس به جمع پرنسس و پرنسای دیگه خانواده نقدی اضافه شد بله حاله الی یه گل پسر برامون آورد.
از ماه پنجم رشد حوبی نداشتی و لاغر میشدی و با نظر دکتر مجبور شدم وقتی شش ماه و سه روزت بود بهت غذا بدم که متاسفانه خیلییییی اذیتم کردی و میکنی برای غذا خوردنت
غذات حتما باید کامل پوره باشه و اگر یکم بیاد روی زبونت چشمت روز بد نبینه هرچی خوردیو پسش میدی
شش ماهگی یاد گرفتی بگی ماماو بابا یه مدت گفتی بعد دیگه نگفتی اولین مروارید پایان شش ماهگی نمایان شد و خاله ها و زن عمو و عمه و مامان بزرگا بازم خجالتمون دادن (النگو وگوشواره طلا و پیراهن و..)کادوهات بودن،تو این سن کامل پاهات ،گوشات و کمی هم دست و سرت میشناسی وقتی بهت میگفتیم پاهات بده بوس کنم سریع پاتو میاوردی جلو بهت میگفتم بده گوشت تمیز کنم سرت کج میکردی دخترک باهوشم و وقتی بهت میگفتم هانا ناز کن دستت درتز میکردی و سرت کج میکردی روی دستت
ماه نهم بدون کمک میشستی و از ماه ده به کمک مبل بلند میشدی و توی همین ماه هم یه گل پسر دیگه به جمع خانواده سلیمانی اضافه شد و عمه فاطمه شاه پسرش زمینی شد.
خیلی شیرین شدی تا میبینی من یا بابا خوابیم سریع میایی بوسمون میکنی ،خیلی وابسته بابایی شدی
امشب که شب تولدت هست شش تا دندون داری و مروارید ششمت بیست و هشت آذر خودنمایی کرد ناگفته نمونه خیلی خانمی و فعلا گازم نگرفتی .بشدت وابسته عمو وحید و خانومش هستی وقتی اونا میبینی دیگه بغل هیچکس نمیری.
لغت نامه هانا گلی :
ماما...........................................................مامان
بابا............................................................بابا
یایا...........................................................خاله محیا
ممه.........................................................خوردنی و شیر
تو............................................................کو
نیش......................................................نیست
بع بع .....................................................هر حیوون چهارپا
جوجو.....................................................جوجو
ای ته..................................................این چیه
دد......................................................دست
ای.....................................................این
او.......................................................اون
من.....................................................من
ا اووو...................................................الو
دادا.....................................................داداش (مهرزاد)
دد.....................................................بیرون
پاورقی:گاهی میگم محیا کو سریع میری سراغ تلفن و میگی ااووو .یکبارم به من گفتی عاطه دیگه نگفتی


ماه نامه هانا گلی
مامان عاطفه 