هاناهانا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

هانا ، فرشته اي كوچك

صفر تا چهل روزگی

1394/9/16 10:14
نویسنده : مامان عاطفه
283 بازدید
اشتراک گذاری

گلی جونم بعد از ترخیص از بیمارستان اومدیم خونه خودمون و مامان زری موند پیشمون به مدت ده روز خیلی بهش زحمت دادیم .همه افتادن تو زحمت خاله ها جوی ها و عمه جون و.. اما خاله ها سنگ تموم گذاشتن سه تا خاله ها تو بیمارستان موندن کمک هرروز یکیشون دستشون درد نکنه بوس

روز سوم که برای چکاپ بردیمت پیش دکتر علیمحمدی گفت زردی داری و رفتیم و آزمایش دادی و دست دختر کوچولو سوراخ کردن اما دحتر صبور من صداش در نیامد زردیت 11/5 بود و خدارو شکر نیازی به بستری نبود اما من و بابا حمید چون خیلی نگران بودیم مرتب دکتر میبردیمت و میگفتن نیاز به بستری نیست زردیت خیلی دیر از بدنت رفت تقریبا چهل روزی طول کشید .

اولین حمامت شش روزه بودی و با مامان زری رفتی و نافت هم شب هفتت افتاد.عزیز دلم شما خیلی جیگر بودی کولیک خیلی شدید داشتی اما اصلا گریه نمیکردی شبا خیلی زود میخوابیدی ساعت سه و نیم صبح بود و اگر دیر میخوابیدی پنج صبح بود این ساعت خوابت تا 85 روز همینطوری بود .البته الانم که ماشاالله خانومی شدی تا بقیه نخوابونی رضایت نمیدی و از هر روشی برای خوابوندنت استفاده میکنیم خسته

جشنتم خانواده پدری و مادری جدا گرفته شد خانواده پدری خونه آقاجون اینا بود و آقاجون و مادر جون زحمتشو کشیدن و شما یازده روزت بود و مامان زری صبح زود اومد بردت حموم که عروسکمون خوشگل باشه میخواد اولین مهمونیشو بره.

کادوهات از طرف خانواده باباجون:آقاجون و مادرجون زحمت کشیدن و مبلغ دو میلیون و پانصد قبل از تولدت دادن و روز تولدت گوسفند و یک سکه تمام زحمت کشیدن.مادرجونم قبل از تولدت یه گوشواره و انگشتر برات خرید 

عمو وحید یه تو گردنی محبت کردن و عمه فاطمه هم پول دادن .

مراسم خانواده مادری چهارده روزه بودی و خونه مامان زری برپا شد همه چیز داشت خوب پیش میرفت که خبر فوت دایی جان بابا بهمن دادن و باز همه چیز خراب شد البته خاله های مهربونت اجازه ندادن که ما ناراحت بشیم اما خیلی از مهمونامون نیامدنغمگین

کادوهات از طرف خانواده مادری:بابا بهمن و مامان زری یه سیسمونی خوشگل و سکه

خاله های عزیزت یه سرویس طلای خیلی قشنگ ان شاالله عمری باشه برای همشون جبران کنیم

چندتا از عکسای این چهل روز برات میذارم نفسم  

 

 

چهار روزگی :

نه روزگی:

یازده روزگی و روز مهمونی:

چهارده روزگی و روز مهمونی دوم:

بیست و سه روزگی:

سی روزگی :

چهل روزگی:


پاورقی:عکسای هنریت توسط خاله محیا گرفته شده.

عکس کادوهاتم بعدا برات میذارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله محیا
16 خرداد 95 13:55
جیگرشو قربون.وظیفمون بیشتر از اینا بوده
مامان عاطفه
پاسخ
فدات بشم شما محبت داشتید و دارید امیدواریم بتونیم برای تک تکتون جبران کنیم ما خیلی دوستت داریم خاله محیا مهربون